تبليغاتX
طلوع - داروگ

داروگ


خشك آمد كشتگاه من

در جوار كشت همسايه.

گرچه می گويند: "می گريند روی ساحل نزديك

سوگواران در ميان سوگواران. "

قاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسد باران؟

 

بر بساطی كه بساطی نيست

در درون كومه ی تاريك من  كه ذره ای با آن نشاطی نيست

و جدار دنده های نی به ديوار اتاقم  دارد از خشكيش می تركد

-چون دل ياران كه در هجران ياران-

قاصد روزان ابری ، داروگ ! کی می رسد باران؟
!! نوشته شده توسط محمد | 11:19 | پنجشنبه چهارم تیر 1388 •