Memento
با عرض سلام و آرزوی موفقیت خدمت همه شما دوستان و عزیزان که خیلی به ما لطف دارند و با نظرات و پیشنهادات خودشون در این مدت ما رو تنها نگذاشتند.در این چند وقت اخیر مدام در حال درس خوندن بودم و امتحانات هم که نزدیکه و نتونستم درست و حسابی بروز باشم.

Memento
کارگردان و فیلمنامه:christopher nolan
بازیگران:Guy Pearce،Carrie-Anne Moss،Joe Pantoliano
تاریخ ساخت: 2000 آمریکا،۱۱۳ دقیقه.جنایی،درام
اینبار میخوام نوشته کوتاهی در مورد فیلمی که اخیرا دیدم قرار بدم. ممنتو ساخته کرستوفر نولان کارگردان فیلم های بی خوابی و شوالیه تاریکی که محصول سال ۲۰۰۰ هست از اون فیلم هایی که بعد از دیدن آدم رو حسابی به فکر فرو میبره و یه جورایی غمگین و افسرده میشی.ممنتو دارای یک فیلمنامه پیچیده و مرموز بهمراه سکانس های متعدد هست که مرتب و پشت سرهم نیستن و به عبارتی دیگر کریستوفر نولان فیلم رو مانند یک پازل ساخته که قطعاتش رو به شکل زیبایی کناره هم میچینه و همین قطعات یادآوری های حال و گذشته هست، مثلا ممکنه سکانس دوازدهم جلوتر از سکانس پنجم تکرار بشه و همین امر باعث میشه پایان فیلم دور از ذهن باشه.داستان فیلم ممنتو در مورد لئونارد شلبي در جستجوي قاتل همسر خود که حالا حافظه کوتاه مدتش را از دست داده و نمي تواند بيشتر از چنددقيقه رخدادها و محيط و انسان هاي اطراف خود را به خاطر بسپارد.قاتل همسرش با ضربه اي كه به سر او وارد كرده بخش حافظه ي مغز او را دچار اختلال بزرگی کرده است و او تمامي خاطرات خود تا لحظه ي ضربه را به خاطر دارد و پس از آن را مدام به دست فراموشی می سپارد.لئونارد براي انتقام ناچاراست با کمک ناتالی و با گرفتن عكس و يادداشت هاي متعدد كه برجسته ترين آنها را به صورت خالكوبي روي بدنش با خود حمل مي كند ماجرا را تعقيب كند...اما در مورد بازیگران هم چیزی که باید گفت بهترین نقش رو که همون بازیگر نقش اول هست با بازیگری گای پیرس که خیلی ازش خوشم اومد به خوبی ایفای نقش میشه و با چهره غمگین و مظلومانه به بهترین وجه ممکن کار خودش رو انجام میده و مخاطب خیلی خوب درکش میکنه و با فیلم ارتباط برقرار میکنه.
معرفی انیو موریکونه
سلام به همه.پس از چند روز برگشتم تا بعد از معرفی دو فیلم در پست های قبلی حالا به معرفی آهنگساز محبوب خودم یعنی انیو موریکونه که همگی کم و بیش با خودش و آثارش آشنا هستید.آهنگسازی که در حال حاضر از بزرگترین و بهترین آهنگسازان جهان به حساب میاد و در سن ۸۰ سالگی جوایز متعددی از جمله گلدن گلوب و حالا اسکار رو هم به خودش اختصاص داده.انیو موریکونه در سال 1928 در رم متولد شد و بعدها در همانجا به تحصیل موسیقی پرداخت. او نواختن ترومپت و آهنگسازی را تحت نظر گوفردو پتراسی (Goffredo Petrassi 1904-2003 آهنگساز و مدرس موسیقی کلاسیک مدرن) و همچنین رهبری کر را در کنسرواتوار سانتا چچیلیا (Santa Cecilia) فرا گرفت.
در ابتدا قصد داشت که به ساختن موسیقی کلاسیک مدرن بپردازد اما این ایده با پیش آمدی، تغییر کرد. موریکونه برای تنظیم ترانه های پاپ ایتالیایی دعوت شد که در آن زمان هیچ آشنایی با آن نداشت. یکی از آثار بسیار موفق او در این زمینه ترانه (Se telefonando 1966) با اجرای مینا Mina (متولد 1940-خواننده ایتالیایی) است که هنوز هم از جمله ترانه های بسیار محبوب ایتالیا به شمار میرود. موریکونه کار نوشتن موسیقی برای فیلم را از سال 1962 آغاز کرد و در ضمن از کار بر روی آهنگسازی و تنظیم موسیقی کلاسیک نیز غافل نبود. در سال 1964، همکاری مشهور او با سرجیو لئونه و برناردو برتولوچی (Bernardo Bertolucci) آغاز شد. او برای لئونه موسیقی "به خاطر یک مشت دلار" را ساخت که با تعدادی وسترن دیگر ادامه پیدا کرد. در سال 1968 او بیشتر به آهنگسازی فیلم پرداخت و در یک سال، بیست موسیقی متن ساخت.با وجود اینکه همکاری طولانی موریکونه با لئونه از شهرت زیادی برخوردار است، اما خود او با کارگردانانی چون جیلو پونته کوروو (Gillo Pontecorvo) و جولیانو مونتالدو (Giuliano Montaldo) بسیار راحت تر بود.یکی از افرادی که در اکثر آثار موریکونه حضور دارد، آلساندرو آلساندرونی (Alessandro Alessandroni) دوست زمان کودکی او است که با نواختن سازهای بادی کوچک (فلوت و فلوت مجار) در اجرا با او همراهی میکرد.موسیقی موریکونه در فیلمهای وسترن بسیار مشخص و برجسته بود زیرا بسیار نو و بدیع بود و ساز بندی بسیار خلاقانه و نا متعارف آن (با استفاده از بلز، گیتار الکتریکی، ساز دهنی و آوای دوردست زنبورک) به علاوه ترکیبات صوتی زیبا موفق شده بود صحنه های نمای نزدیکی که در آن شخصیتها یکدیگر را برانداز میکنند و منتظر حرکتی از جانب یکدیگر هستند، پر از تحرک میکند. سپس صحنه پر تحرک بعدی را با تاکیدهای مناسب، قویتر کرده و حرکتی را که به سرعت برق پایان میابد را به یاد ماندنی میکند.حس غریزی او در موسیقی موجب شده است که موریکونه در تشدید حالت افسانه ای قهرمانهای بزرگ و بی مانند بسیار موفق باشد. همین حس غریزی توانست او را در ساختن حال و هوایی احترام انگیز برای داستانی که دوره های مختلف زندگی قهرمانش را بازگو میکند، سینما پارادیزو، و همچنین جادوی پایان ناپذیر قهرمانان فیلمهای "تسخیر ناپذیران" (The Untouchables) و "روزی روزگاری در آمریکا" (Once upon a Time in America) یاری کند.
انیمیشن وال-ای wall-e
اگر از فیلم های سال ۲۰۰۸ خوشتون نمیاد و یا زیادی به میل و سلیقه شما جور در نیومده پیشنهاد میکنم بدنبال انیمیشن های قدرتمند و بسیار سرگرم کننده ای که امسال ساخته شد و همه چشم ها رو به خودش خیره کرد برید.انیمیش های ۲۰۰۸ هیچ گونه کم و کسری در زمینه کیفیت و جذب تماشاگر نگذاشتند.با ساخت انیمیشن های موفقی از جمله پاندا کونگ فو و wall-e سال ۲۰۰۸ نظاره گر فروش عظیم و جذب تماشاگران بسیاری در این ژانر شد و با ورود این دو تحولات عظیم در شکل داستانی و گرافیکی ژانر محبوب انیمیشن بوجود آمد.

وال-ای wall-e
بازیگران : Jeff Garlin, Benjamin Burtt, Fred Willard
کارگردان : Andrew Stanton
تاریخ اکران : (June 27, 2008 (USA) , July 18, 2008 (UK) , September 11, 2008 (AUS
استودیو: Walt Disney Pictures/Pixar Animation
ژانر : اکشن ماجرایی ، کمدی ، خانوادگی ، علمی تخیلی ، فانتزی ، انیمیشن
بودجه: 180,000,000$ ۹۸ دقیقه

کمپانی بزرگ والت دیزنی با همکاری استودیوی پیکسار که سال قبل شاهد انیمیشن بسیار موفقی به اسم راتاتویی از آنها بودیم اینبار با کارگردانی و نویسندگی اندرو استانتون دست به شاهکار دیگری بنام wall-e زده اند که تاکنون در صدر پرفروش ترین انیمیشن های سال قرار گرفته است و استانتون را در زمره برترین های این ژانر قرار داده است چرا که با کارگردانی آثار بزرگی دیگر از جمله زندگی یک حشره و داستان اسباب بازی و حالا با wall-e شکست ناپذیری خود را نشان داده و به احتمال قوی و به اعتقاد بسیاری از منتقدان شانس اول دریافت جایزه اسکار را نیز دارد.فضای صامت گونه داستان و شخصیت پردازی فیلم از جمله خصوصیاتی است که نشان دهنده متفاوت بودن فیلم است.تنها صدایی(بجز چند تا از انسان ها) که از شخصیت های اصلی به گوش میرسد نام های شخصیت هاست که به شکل مظلومانه ای و با یک حالت عجیب یکدیگر را صدا می زنند.
wall-e بسیار هوشمندانه و مبتکرانه است که شما را نگران خواهد کرد که نکند بینندگان اصلی سینما به خوبی بتوانند با آن رابطه بر قرار کنند اما همانند آن کاری که قهرمان راتاتویی با بینندگان انجام داد مطمئنا wall-e هم آن ارتباط را برقرار می کند. فیلم بسیار شیرین و جذاب است و با فضایی مسحور کننده احاطه شده است.طراح صدای فیلم بن برت صداهای رسایی برای روباتهای فیلم به خصوص وال.ای انتخاب كرده است و اگر چیزی به نام تردستی شنیداری وجود داشته باشد همین كاری است كه بن برت انجام داده است که تا حدودی شبیه صداگذاری های فیلم اودیسه فضایی هم هست.الته این کم حرفی به نوعی به جذابیت و تاثیر فیلم نیز اضافه کرده و فضای تنها و یکنواخت زمان خود را نشان می دهد.در این انیمیشن علمی و خیالی که در سال ۲۷۰۰ تعریف میشود و مرتبط با زمانی است که کره زمین به یک آشغالدانی تبدیل شده و کاری از دست انسان های تنبل هم ساخته نیست و در حالی که نه عشقی وجود دارد و نه محبتی مانده است و همه کارها توسط روباتها در فضا و سیارات می چرخد و یک زندگی ماشینی بوجود آمده ،در یکی از سفینه ها رئسا بازرسی به نام ایو را از جانب خود برای شناسایی نشانه های حیات در كره متروك به زمین ارسال میكنند. ایو مامور نابودی نشانههای حیات در زمین است اما مواجهه وی با wall-e روبات وظیفه شناس تنها که دارای روحی انسانی و تنها سرگرمیش یک سوسک هست به رابطهای عاشقانه در بعیدترین مكان ممكن منجر میشود. رابطه میان آن دو به قدری گسترش مییابد كه wall-e بیهیچ ترس و هراسی گیاه سبز كوچك را به ایو نشان میدهد. گیاه سبز كوچك این دقیقا همان چیزی است كه ایو برای پیدا كردنش به زمین آمده است. این گیاه آغازگر ماجرایی حماسی وال-ای و ایو در برابر سفینه فضایی اكسیوم است که با ورود به سفینه و مبارزه با عوامل ماشینی کردن انسانها و روباتها ،عشق و دوست داشتن را به آنها می آموزد.از خود گذشتگی و تلاش برای رها شدن از یکنواختی و تنهایی و تلاش برای رسیدن به هدف عاملی است که wall-e به بهترین شکل ممکن به تماشاگرانش ابلاغ می کند.در کل wall-e فیلمی تکاندهنده، رمانتیک، شاعرانه و عاشقانه است که توانسته سبک جدیدی در ژانر انیمیشن بوجود بیاورد.
درون طبیعت وحشی
در این پست به معرفی فیلم بسیار خوب و زیبای درون طبیعت وحشی که پر از خاطره و لحظات دوست داشتنی هست پرداختم .درون طبیعت وحشی فیلمی زندگی نامه ای و درام ساخته شان پن که تماشاگر را حسابی جذب خود می کند.این فیلم زمانی را نشان می دهد که انسان به خاطر دلخوری و ناسازگاری با خانواده و اجتماع به طبیعت وحشی پا می گذارد و حس این را دارد که طبیعت آخرین پناهگاه برای خلاص شدن از دست زندگی یکنواخت و خشک می باشد.

درون طبیعت وحشی(در دل طبیعت وحشی) INTO THE WILD
کارگردان:شون پن
فیلمنامه:شون پن بر مبنای رمانی از جان کراکائر
موسیقی:مایکل بروک، کاکی کینگ، ادی ودر
فیلمبردار: اریک گوتیه
بازیگران:امیل هیرش(کریستف مک کندلز) مارشیا گی هاردن(بیلی مک کندلز) ویلیام هارت(والت مک کندلز) کاترین کینز(جن برز) ۱۴۰ دقیقه محصول ۲۰۰۷ آمریکا.

در زندگی زخمهايي هست كه روح را مثل خوره آهسته در انزوا مي خورد و مي تراشد
درون طبیعت وحشی داستان واقعی مرگ متفاوت و اسطوره اي کریستف مک كندلز كه باعث انتقادها و برخوردهاي شديدي از سمت قشري از مردم و دولتمردان وقت شد، يان كراكائر به تحقيق در مورد او پرداخت و كتابي با عنوان در دل طبيعت وحشي را در مورد زندگي او نوشت.همراه جسد مک کندلز دو دفترچه خاطرات و چند حلقه فيلم که از جمله سرگرمی های او در این طبیعت تنهایی بودند نيز پيدا شد، كه در دفترچه ها ١١٢ روز تنهايي اش و گرسنگي ها، بيماري و مرگ تدريجي در لحظات پايان عمرش را روايت كرده است، جالب است بدانيد مك كندلز فقط با يك تفنگ شكاري و چند كيلو برنج، چند جلد كتاب و يك دوربين عكاسي، دست به اين حركت سرنوشت ساز زده است.زندگی عجیب و غریب و دردناک مک کندلز آنقدر جالب و اسطوره ای شد که با وجود انتشار رمان ها و مطالبی که از وی منتشر شده حالا پس از گذشت ۱۵ سال فیلمی از وی نیز ساخته شده است که تمامی وقایع زندگی او طی سالهای ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۲ توسط کارگردانی بنام شان پن که خود از بازیگران نامی هالیوود نیز هست به تصویر کشیده شده است.
فقط طبیعت:گذشته از روايت زندگي نامه و سرنوشت يك شخصيت، در این فیلم با موضوع آشناي پشت كردن به تمدن و دلخوری های بي انتظار از فناوري و فرار از دنياي مادي و خسته كننده شهرهاي توسعه يافته، رو به رو هستيم.در یکی از بهترین صحنه های فیلم شون پن به طور هوشمندانه ای وقتی که ماشين مك كندلز در سيل غرق مي شود، به رضايت خاطر و خشنودي او از قدرت از بين رفتن ماديات توسط طبيعت اشاره مي كند و یا در صحنه هایی دیگر به دور انداختن کارت های اعتباری و آتش زدن پول های خود می پردازد به طوري كه مك كندلز احساس مي كند راه نجاتش و رهايي از ماديات فقط پناه بردن به طبيعت است.این در حالی است که باید با پیامد بزرگی بنام تنهایی نیز مبارزه کند.در راهی که کریستف در پیش گرفته هیچ چیز نمی تواند تصمیم او را عوض کند و هر طور که شده می خواهد به آلاسکا سرزمین طبیعت راه پیدا کند...حتی دوستیش با تنها دختری که در این راه با او آشنا می شود در طی چند ماه با یک جدایی دردناک و تکان دهنده به پایان می انجامد...در پایان فیلم تصویری واقعی از شخصیت واقعی داستان می بینیم که کارگردان با نشان دادن این عکس کارش را کامل می کند و تاثیر بزرگی در تماشاگر ایجاد میکند.
شون پن و درون طبیعت وحشی:چاپ اول كتاب يان كراكائر را خواندم، دو بار هم خواندم بعد احساس كردم حس فوق العاده اي را در من ايجاد كرده است، پس به دنبال كسب حقوق سينمايي اش رفتم.وي در تمام مصاحبه هاي مطبوعاتي خود اعلام كرده كه ٧٥ درصد موفقيت اين كار به نويسنده كتاب در دل طبيعت وحشي تعلق دارد و فيلم سازي من فقط ٣٥ درصد در موفقيت اين اثر موثر بوده است.به گفته خود شون پن ابتدا براي نقش اول مك كندلز لئوناردودي كاپريو كانديدا مي شود و براي نقش پيرمرد فيلم هال هالبراك مارلون براندو، اما به علت فوت براندو همه ماجرا و تصميم در مورد بازيگران عوض مي شود و اين گونه مي شود كه امروز مي بينيد.شون پن در مورد انتخاب اميل هرش براي نقش اول فيلمش گفته است: وقتي فيلم خدايان داگ تاون را ديدم او را انتخاب كردم. آن چه كه نظرم را در مورد او جلب كرد، نوع و دروني بازي كردن او بود، در عين حال كه او از نظر جسمي نيز بازيگر برجسته اي بود، زيرا بازيگر نقش كريستف بايد از نظر جسمي قوي و چابك مي بود و از سوي ديگر با نگاهش بيننده را به درون خود مي كشيد.

