صادق چوبک
سومین نویسنده بزرگی که در این وبلاگ معرفیش رو گذاشتم صادق چوبک هست که از هم نسلان چند نویسنده بزرگ دیگر ایران همچون هدایت و جمالزاده و جلال آل احمد می باشد و از جمله نویسندگانی است که حتی در حال حاضر و در دوران ما نیز داستانها و رمانهایش با همان سادگی خاص خود خواننده را تا انتها سرگرم می کند.برخی نویسندگان صادق چوبک را در زمره نویسندگان ناتورالیست دانسته اند.سیاهی ها و زشتی های جامعه در آثار او با زبانی ساده به روشنی ترسیم شده است.چوبک دارای دو رمان بزرگ با نام های سنگ صبور و تنگسیر می باشد که از رمان تنگسیر امیر نادری فیلم تنگسیر با بازی بهروز وثوقی را ساخته است.
سال و محل توّلد: 1295 بوشهر
زندگينامه: سالشمار زندگي صادق چوبک
تولد: تيرماه 1295 در بوشهر. فرزند آقا اسماعيل بازرگان
همسر: قدسي(1296).
فرزندان: روزبه (1323 ش.) و بابک (1326 ش.)
مرگ:۱۳ تیر ۱۳۷۷ مصادف با ۴ ژوئیه ۱۹۹۸ در برکلی کالیفرنیای آمریکا
آموزش ابتدايي: تا کلاس سوم در مدرسه سعادت بوشهر (1303) نقل مکان به شيراز، تحصيل در مدارس شفاعيه، باقريه، سلطانيه و حيات شيراز و کالج آمريکايي در تهران در سال 1316 ازدواج با قدسي، استخدام در وزارت فرهنگ و آغاز تدريس در مدرسه شرافت خرمشهر، سال تحصيلي 17-1316 احضار به خدمت سربازي. سال اول سرباز معمولي مي شود و در سال دوم به دليل تسلط به زبان انگليسي به عنوان مترجم خدمتش را در ستاد ارتش به پايان مي آورد(1319). خاموشي در بيمارستاني در شهر برکلي کاليفرنيا در 13 تيرماه 1377.
صادق چوبک، در سال 1295 هجري خورشيدي در بوشهر بدنيا آمد. پدرش تاجر بود، اما به دنبال شغل پدر نرفت و به کتاب روي آورد. در بوشهر و شيراز درس خواند و دوره کالج آمريکايي تهران را هم گذراند. در سال 1316 به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. اولين مجموعه و داستانش را با نام " خيمه شب بازي " در سال 1324 منتشر کرد. در اين اثر و " چرا دريا طوفاني شد " (1328) بيشتر به توصيف مناظر مي پردازد، ضمن اينکه شخصيت هاي داستان و روابط آنها و روحيات آنها نيز به تصوير کشيده مي شود. اولين اثرش را هم که حاوي سه داستان و يک نمايشنامه بود، تحت عنوان " انتري که لوطيش مرده بود " به چاپ سپرد. آثار ديگر وي که برايش شهرت فراوان به ارمغان آورد، رمانهاي " تنگسير " و " سنگ صبور " بود. تنگسير به 18 زبان ترجمه شده است. امير نادري، فيلمساز معروف ايراني، در سال 1352 بر اساس آن فيلمي به همين نام ساخته. در " سنگ صبور " جريان سيال ذهني روايت و بيان داستان از زبان افراد مختلف بکار گرفته شده است، اين اثر بحث زيادي را در محافل ادبي آن زمان برانگيخت. ديگر آثار داستاني چوبک عبارتند از: چراغ آخر ( مجموعه هشت داستان کوتاه )، روز اول قبر ( مجموعه ده داستان کوتاه). چوبک به زبان انگليسي مسلط بود و دستي نيز در ترجمه داشت. وي قصه معروف " پينوکيو " را با نام " آدمک چوبي" به فارسي برگرداند. شعر " غراب " اثر " ادگار آلن پو " نيز به همت وي ترجمه شد. آخرين اثر منتشره اش هم ترجمه حکايت هندي عاشقانه اي به نام " مهپاره " بود که در زمستان 1370 منتشر گرديد. وی از اولين کوتاه نويسان قصه فارسي است و پس از محمد علي جمالزاده و صادق هدايت مي توان از او بعنوان يکي از پيشروان قصه نويسي جديد ايران نام برد. فرم قصه هاي جمالزاده بيشتر حکايت گونه و شبيه نويسندگان فرانسوي قرن نوزدهم بود. قصه هاي صادق هدايت هم فراز و نشيب بسيار داشت، گاهي از نظر فرم کاملا استوار و بر اساس معيارهاي قصه نويسي جديد بود و گاهي هم در واقع همان حکايت نويسي، بود که با چاشني طنز همراه مي شد. در اين ميان البته " بوف کور " استثنايي و بي بديل بود و از جهات مختلفي مورد توجه قرار گرفت. گروهي آن را قصه اي روانشناختي و نو دانستند و پيشرفتي در فرم قصه نويسي ايران به سوي قصه نويسي غربي، محسوب نمودند. صادق چوبک متاثر از همين نظر بود و از همين جا آغاز کرد. وي در قصه هايش ذهن و روان قهرمانهايش را مورد توجه قرار داد و سعي کرد به شخصيت هايش عمق ببخشد. همين تلاش براي عمق بخشيدن به شخصيت ها، بر نحوه بيان وي تاثير گذاشت. در سنگ صبور قصه را از زبان شخصيت هاي مختلف مي خوانيم، نحوه بياني که در قصه نويسي نوپاي ايران کاملا تازگي داشت. وي براي بيان افکار ذهني هر يک از شخصيت ها ناگزير بود به زبان هر يک از آنها بنويسد و اين خود به تغيير نثر در طول داستان منتهي شد که باز نسبت به ديگران پيشرفتي جدي محسوب مي شد. در آثار چوبک هر شخصيت داستان به زبان خودش، زبان متناسب با فرهنگ و خانواده و سن و سالش سخن مي گويد، کودک، کودکانه مي انديشد و کودکانه هم حرف مي زند، زن زنانه فکر ميکند و زنانه هم حرف ميزند و بدين ترتيب هر يک از شخصيت ها به بهترين وجه شکل مي گيرند و شخصيت پردازي موفقي ايجاد مي شود که در بستر حوادث داستان، زيبايي و عمق خوشايندي به داستان ميدهد. وي در توصيف واقعيتهاي زندگي نيز وسواس زيادي داشت و اين نيز از ويژگي هاي آثار وي است. چوبک به سبب همين دقت نظر در جزئي نگري ها و درون بيني ها، رئاليست افراطي وگاهي حتا ناتوراليست خوانده اند. آثار چوبک از سالها پيش مورد نقد و بررسي جدي قرار گرفته و در کتابهاي مختلفي از جمله " قصه نويسي " (رضا براهني)، " نويسندگان پيشرو ايران " (محمد علي سپانلو) و "نويسندگان پيشگام در قصه نويسي امروز ايران"(علي اکبر کسمايي)، نوشته هايش تحليل شده اند. صادق چوبک در اواخر عمر بينايي اش را از دست داد و در اوايل تابستان 1377، در آمريکا درگذشت و بنا به وصيتش يادداشتهاي منتشر نشده اش را سوزاندند.
آثار:در سال 1324 شمسي چاپ اولين کتاب با عنوان خيمه شب بازي حاوي 11 قصه. به علت قصهً اسائه ادب ده سالي از انتشار اين کتاب جلوگيري مي شود. در اين مجموعه " اسائه ادب " به صادق هدايت و " بعدازظهر آخر پائيز " مسعود فرزاد هديه شده است. در سال 1328 شمسي انتشار دومين مجموعه قصه با عنوان " انتري که لوطيش مرده بود " حاوي سه قصه و يک نمايشنامه. در سال 1329 شمسي چاپ قصه ها در نشريات مختلف و از نخستين دوره مجله سخن به بعد. در سال 1334 شمسي انتشار چاپ دوم خيمه شب بازي پس از ممنوعيت ده ساله. در اين چاپ " اسائه ادب " حذف و به جاي آن " آه انسان " آمده بود. سفر به آمريکا براي شرکت در سميناري در دانشگاه هاروارد. سفر به مسکو، سمرقند، بخارا و تاجيکستان به دعوت کانون نويسندگان شوروي. ترجمه پينوکيو اثر کارلو کولودي به نام آدمک چوبي. در سال 1336 شمسي ترجمه انتري که لوطيش مرده بود توسط پيتر لوري و چاپ آن در مجله دنياي جديد نويسندگي شماره 11. در سال 1338 شمسي ترجمه شعر " غراب " ادگار آلن پو در نشريه کاوش در سال 1341 شمسي تهيه فيلم دريا بر اساس قصه " چرا دريا توفاني شده بود "، از مجموعه انتري که لوطيش مرده بود به وسيله ابراهيم گلستان و با شرکت فروغ فرخزاد که ناتمام ماند. در سال 1342 شمسي چاپ رمان تنگسير که به قدسي خانم چوبک هديه است. اين رمان به زبان هاي مختلف ترجمه شده است. در سال 1344 شمسي چاپ کتاب چراغ آخر که حاوي 8 داستان کوتاه و يک شعر است. انتشار کتاب روز اول قبر که به روزبه چوبک هديه شده است. حاوي ده قصه و يک نمايشنامه " هفتخط " است. اين نمايش توسط دانشجويان ژاپني دانشگاه شيراز به روي صحنه رفته است. در سال 1345 شمسي انتشار رمان سنگ صبور که آن را به زادگاهش بوشهر هديه کرده است. در سال 1346 شمسي مصاحبه صدرالدين الهي با پرويز ناتل خانلري ( درباره چوبک ) در سال 1348 شمسي چاپ نوشته اي از نصرت رحماني با عنوان " درازناي سه شب پرگو " در روزنامه آيندگان. در سال 1349 شمسي تدريس در دانشگاه يوتا به مدت يک سال به عنوان استاد مهمان. در سال 1351 شمسي قبول دعوت براي شرکت در کنفرانس نويسندگان آسيايي و آفريقايي در آلماتا، قزاقستان شوروي. چاپ برگزيده آثار چوبک به زبان روسي در مسکو توسط کميساروف و بانو عثمانووا. انتشار ضميمه اي در روزنامه اطلاعات با عنوان ويژه صادق چوبک. در سال 1353 شمسي نمايش فيلم سينمايي تنگسير به کارگرداني امير نادري بر اساس نوشته چوبک. ترجمه " مسيو ايلاس " توسط پروفسور ويليام هناوي، استاد زبان فارسي دانشگاه پنسيلوانيا. چوبک در اين سال خود را بازنشسته مي کند؛ بعد از مدتي راهي انگلستان مي شود و سپس به آمريکا مي رود. آقا اسماعيل پدر چوبک در سن 79 سالگي در لندن فوت مي کند. در سال 1358 شمسي ترجمه سنگ صبور به انگليسي توسط محمد رضا قانون پرور. اين ترجمه در سال 1368 به وسيله انتشارات مزدا در کاليفرنيا انتشار يافت. تر جمه روز اول قبر در سال 1359 در سال 1361 شمسي ترجمه برگزيده اي از آثار چوبک. 1369 شمسي بزرگداشت چوبک در دانشگاه کاليفرنيا(برکلي)(19 فروردين برابر با 8 آوريل). 1370 انتشار کتاب مهپاره(ترجمه)، انتشارات نيلوفر، تهران. در سال 1371 شمسي اختصاص نشستي در کنفرانس مطالعات خاور ميانه در شهر پورتلند آمريکا، به قصه نويسي چوبک. سخنرانان: محمد رضا قانون پرور، فريدون فرخ، و محمد مهدي خرمي. در سال 1373 شمسي اختصاص بخشي از مجله ايرانشناسي به صادق چوبک.
منبع:انجمن مدیران سایت شفیقی
در ادامه مطلب داستان کوتاه قفس رو بخونید...
ادامه مطلب
آلبوم رگبار قمیشی
سلام.امروز پس از چند روز برگشتم تا آلبوم کامل استاد سیاوش قمیشی به همراه متن کامل ترانه ها رو برای دانلود بزارم.خوب من این روزها خیلی سرم شلوغه...بالاخره کار و زندگی و از همه مهمتر دروس سخت و پرحجم باعث شدن تمام کارهام حتی با وجود برنامه ریزی نیمه تمام باشند.
هر چند مدتی میشه که از آلبوم جدید قمیشی میگذره...ولی به خاطر علاقه ای که به این استاد بزرگ دارم در این پست گذاشتمش که شاید افرادی باشند هنوز دریافت نکرده باشن...آهنگ های زیر همگی دارای لینک مستقیم هستند و اگر هم دانلود نشدند میتونید با رفتن به ادامه مطلب و از لینکهایی استفاده کنید که از سایت www.4shared.com آپلود کردم و با کلیک بر روی لینک آهنگ ها و انجام مراحل کوتاه دانلود میتونید از آنها استفاده کنید.

متن ترانه دنبال خودت نگرد
لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد
تو غبارا تو سرابا دنبال خودت نگرد
گم نکن خودت را تو دنیای تردید و دروغ
زیر آوار نقابا دنبال خودت نگرد
باورش کن من تازه رو خود خود توئه
اون غریبه که بلای جون تو شده توئه
صورتت برام نقابه خودتو نشون بده
اون که تن میده به هر نقابی که مده توئه
گاهی وقتا آینه هم دروغ میگه
گاهی وقتا صورتت مال تو نیست
گاهی حتی توی آینه خودتو اشتباه میگیری با یکی دیگه
باورش کن من ساده رو خود خود توئه
اون غریبه که بلای جون تو شده توئه
صورتت برام نقابه خودتو نشون بده
اون که تن میده به هر نقابی که مده توئه
لای برگای کتابا دنبال خودت نگرد
تو غبارا تو سرابا دنبال خودت نگرد
:: ::
متن ترانه خدا جون
خداجون متشکریم که چشم دادی بهمون
واسه گریه کردن و دیدن این دنیای زشت
مرسی که پا به ما دادی واسه ی سگ دوزدن
واسه گشتن تو جهنم دنبال راه بهشت
آخ که شکرت ای خدا
واسه جهان به این بدی
چی میشد اگه تو دست
به ساختنش نمیزدی
خداجون ممنون از اینکه دوتا دست دادی به ما
تا اونارو رو به هر مترسکی دراز کنیم
خداجون مرسی از این دلی که تو سینه مونه
می تونیم دل یکی دیگرو بازیچه کنیم
آخ که شکرت ای خدا
واسه جهان به این بدی
چی میشد اگه تو دست
به ساختنش نمیزدی
خداجون ممنون از اینکه دوتا دست دادی به ما
تا اونارو رو به هر مترسکی دراز کنیم
خداجون مرسی از این دلی که تو سینه مونه
می تونیم دل یکی دیگرو بازیچه کنیم
آخ که شکرت ای خدا
واسه جهان به این بدی
چی میشد اگه تو دست
به ساختنش نمیزدی
:: ::
متن ترانه پرنده مهاجر
ای پرنده مهاجر
سفرت سلامت اما
به کجامیری عزیزم قفسه تموم دنیا
روی شاخه های دوری چه خوشی داره صبوری
وقتی خورشیدی نباشه تا همیشه سوت و کوری
میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت
تا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیم
دلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت
تا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیم
دلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
:: ::
در ادامه مطلب بقیه آهنگ ها و متن ترانه ها رو ببینید.نظر هم یادتون نظره![]()
ادامه مطلب
کتاب های صادق هدایت-سگ ولگرد
سلام خدمت تمامی دوستان عزیز.امروز و در این پست مجموعه دوم از داستان های بسیار زیبا و گرم صادق هدایت با عنوان سگ ولگرد بهمراه توضیحات مختصر گذاشتم.این مجموعه از بهترین آثار هدایت می باشد که از خواندن این داستان ها حتما لذت خواهید برد.
هدایت داستان سگ ولگرد را از یک میدان شروع می کند.در این میدان آدم های متفاوتی هستند که هر یک به کاری مشغولند.همه این آدمها ظاهری انسانی دارند اما از انسانیت اثری در آنها دیده نمیشود.همه نسبت به این سگ احساس تنفر و خشونت دارند و از آزار و شکنجه اش لذت می برند.اما پات سگی که همه او را اذیت می کنند و شکنجه اش می دهند دارای ویژگی های انسانی است:
دو چشم با هوش آدمی در پوزه پشم آلود او می درخشید.در ته چشمهای او یک روح انسانی دیده می شد.در نیم شبی که زندگی او را فرا گرفته بود یک چیز بی پایان در چشم هایش موج می زد و پیامی با خود داشت که نمی شد آن را دریافت...
آدمهای این میدان گرفتار خمیازه های کشداری ناشی از یخ زده گی و فضای خفقان آلود و بی تحرک زندگی هستند و پات را مایه سرگرمی و فرار از کسالت روزمره و زندگی بی تحرکشان می بینند و به همین دلیل در رابطه با این سگ ویژگی هایی نشان می دهند که آنها را از حیوان پست تر می کند.آنها انتقام بدبختی و فلاکت زندگی اجتماعی خود را از این سگ که هیچ پناهگاه و پشتیبانی ندارد می گیرند و به نگاههای دردناک و پر از التماس او را کسی نمی دید و نمی فهمید.اما پات سگی است با احساسات وفادارانه و حق شناسانه که حتی از بی اجازه وارد شدن به ملک دیگران احساس گناه می کند و مشتاق است که به اولین ادمی که دست محبتی بر سرش بکشد وفادار بماند و جانش را هم برایش بدهد.اما پاسخ آدمها تنها آذار و اذیت وشکنجه است.یک بار کسی برای اولین بار بجای شکنجه به او نان گرم می دهد ولی مشخص می شود هدفش از این کار دزدیدن قلاده ای که یادگار صاحب مهربان گذشته اش بوده است میباشد.این آدم از دست درازی به مال دیگران ابایی ندارد.کاری که پات در طول زندگی اش هیچگاه مرتکب نمی شد...
دن ژوان آدمهای ساده ای را به تصویر می کشد که هیچ تحرک و خلاقیتی از خود ندارند و تن به هر خفتی می دهند و جرات احقاق حق خود را ندارند و تسلیم سرنوشت هستند و در عوض آدم های سالوس و فریبکاری براحتی آنچه را که دوست دارند بدست می آورند و حتی اگر لقمه ای جلوی دهان آدم های سادهاحمق و بی دست و پا باشد آن را می قاپند و او هم جرات هیچ حرکت و اعتراضی ندارد.
بن بست نیز داستان آدمی است که به خاطر اتفاق های گذشته خود را گناهکار می داند و به خاطر احساس گناه به نوعی پوچی و نا امیدی رسیده و هیچ چیز او را به تحرک وا نمی دارد و تنها برای تبرئه خود گناهش را به گردن تقدیر می اندازد.ولی وجدان و احساس گناه چنان گریبانش را گرفته که نزدیک است خفه اش کند.تنها وقتی فرصتی برای جبران تصور گناه او بوجود می آید دوباره جان می گیرد و با امید زندگی می کند اما وقتی این فرصت را هم از دست می دهد دوباره به انزوای خود بر میگردد و گناهش را برای تخفیف احساسش به گردن تقدیر می اندازد!
در کاتیا با شخصیت های متفاوتی روبرو ییم.اول زنی بنام کاتیا که به دنبال وفاداری و عشقی شورانگیز می گردد و چون در میان آدم های آزاد و مرفه آن را نمی یابدبه دنبالش پا به اسارتگاهها میگذارد تا آن را در میان آدم های محبوس و بدبختی که همه چیزشان را از دست داده اند بجوید و اتفاقا چنین آدم هایی که هیچ چیز برای دلبستگی ندارند می توانند عشقی پایدار و ماندگار را به او هدیه کنند.
تخت ابونصر نیز نبش قبر یک عشق کهنه و قدیمی است که همچون سکه اصحاب کهف پس از بیداری از رواج افتاده.ولی همچون گنجی عزیز و ارزشمند است.قهرمان این داستان سلطانی از دوره ایران باستان است که پس از پی بردن به موقعیت خود که از خوابی هزاران ساله برخاسته و وقتی متوجه زمان و مکانش می شود همراه با تمام احساسات عاشقانه و پاک خود تجزیه می شود تا علایق باستانی اش نیز با جسمش از بین برود و آنانکه لایق گنجش نیستند از دست یافتن به آن محروم بمانند.
تجلی نیز داستان قربانی ای است که به اجبار و از روی روال طبیعی زندگی تن به آداب و رسوم یک نواخت زندگی می دهد.اما این قربانی پس از انکه پی به زیانی که در طول زندگی اش کرده می خواهد روال یکنواخت زندگی را در هم بریزد.در مقابل او قربانی دیگری وجود دارد که پس از شکست در آرزویش بی هیچ حرکت و جنبشی تنها با یاد و خاطره هایی فسیل شده زندگی می کند و همه احساساتش را درون مستمسکی مثل یک ساز تخلیه می کند و از به یاد آوردن آن احساس خوشی می کند.اما هیچ حرکتی در راه رسیدن به خواسته ها و علایقش انجام نمی دهد.این آدم در واقع بر گور خاتراتش نشسته و بر آنچه از دست داده اشک می ریزد.بی آنکه بخواهد برای رسیدن به خواسته های کنونیش حرکت و جنبشی از خود نشان بدهد.
داستان آدم هایی است که از به حرکت درآمدن و جنبش درآمدن اجتماع خود مایوس شده اند و همین باعث انزوا و کناره گیری آنان از اجتماع ساکت و راکد شده است.انسان هایی که با هر جنبشی در جامعه به وجد آمده و با اشتیاق در آن کوشش کرده و با رکود اجتماع دوباره به تاریکخانه های انزوا خود پناه می برند و سرانجام به جایی رسیده اند که هر پیوندی با دنیای بیرون از تاریکخانه را بریده و احساس پوچی و رکود آنها را وادار می کند تا به زندگی پر از تنهایی و انزوای خود خاتمه دهند و بی نیاز از مردم و دنیا خود را می کشند.همچنان که خود هدایت نیز در انتها به چنین جایی رسید.این آدمها به حال اجتماعی دل می سوزانند که مردمش تن به زندگی یکنواخت داده و اوضاع و احوال جامعه آنها را از هر تکانی بازداشته است و این موضوع برای چنین آزادگانی ملال انگیزتر و رنج آورتر از فکر کردن به نیازهای زندگی خودشان است.
و اما داستان آخر قصه میهن پرست می باشد که از جمله آثار طنز آلود همراه با اعتراضی است که اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی دوران وی را در بر می گیرد.
نظر فراموش نشه![]()
تصاویری از جانی دپ
نام:جانی دپ
حرفه:بازیگر سینما
متولد سال ۱۹۶۳ کنتاکی آمریکا



در ادامه مطلب بقیه تصاویر رو ببینید...
ادامه مطلب
سخنان و پندهای ارزشمند
موضوع جدید وبلاگ سخنان و پند های زیبا و تاریخی از بزرگان تاریخ و ادبیات هست که در طول هر چند هفته یکبار از چند دانشمند یا جامعه شناس و... روی وب قرار میگیره که امیدوارم نهایت لذت و استفاده از این سخنان رو ببرید.
****************************************************
رویا پردازی که عملگرا هم باشد می تواند سرچشمه دگرگونی های بسیار گردد . ارد بزرگ
اهل سیاست پاسخگو هستند ! البته تنها به پرسشهایی که دوست دارند !!!. ارد بزرگ
آنانکه پژوهش کرده اند تنها کمی به داشته های درونی خویش و رازهای کیهانی آشنا شده اند و این رویکرد نمی تواند دستاویزی برای کوچک شمردن دیگر کسان گردد چرا که بسیاری به این رازها پی می برند بی کوچکترین بررسی و پژوهشی، آنها با کار و همچنین نگرش در نمایه های هستی به بسیاری از ناگفته ها پی می برند . ارد بزرگ
شکست های زندگی ، درهای پیروزی را می گشاید و خودپسندی درهای پیروزی را یکی پس از دیگری می بندد . ارد بزرگ
شالوده و زیربنای گسترش هر کشور ، فرهنگ است . ارد بزرگ
با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه بدست می آورید . ارد بزرگ
رسیدن به راستی و درستی چندان سخت و پیچیده نیست کافیست کمی به خوی کودکی برگردیم . ارد بزرگ
آنهایی که آمادگی برای پاسخگویی به تجاوز دشمن را با گفتن این سخن که : " جنگ بد است و باید مهربان بود ، درگیری کار بدیست" را رد می کنند ، ساده لوحانی هستند که خیلی زود در تنور دشمن خواهند سوخت . ارد بزرگ
صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمی گزینیم . ارد بزرگ
ناتوان ترین آدمیان، آنانی هستند که نیروی بدنی خویش را به رخ دیگران می کشند . ارد بزرگ
نتیجه گیری زود پس از رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است . ارد بزرگ
اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد . ارد بزرگ
این سخن پذیرفته نیست که : "پیکر بزرگترین زندان روان آدمی است" باید گفت پیکر بهترین دوست و همدم زندگی این جهانی روان است چرا که همیشه بدون کوچکترین بهانه ای بدنبال خواسته های او می دود . این که گفته شود روان در بند بدن است و باید زودتر آزاد شود تا به دیدار دلدار بشتابد ، اشتباه است چون هم او بدن را به روان هدیه نموده است کسی که دلدار می خواهد باید به خواست او تن دهد . ارد بزرگ
خودخواه ، تجربه سخت تنهایی را ، پیش رو دارد . ارد بزرگ
هنگامه رهایی اهریمن ، هنگام دربند شدن توست . ارد بزرگ
تبار بی ریش سفید ، همچون خانه بی سقف است . ارد بزرگ
برای رسیدن به هدف و مقصود بهترین راه آن است که از راه راست رو نگرداند و از گناه بپرهیزد ، بی گمان آرام ، و کام و نام نصیبش می شود . بزرگمهر بختگان
ارزش هر کس به قدر خرد اوست . بزرگمهر بختگان
زورمندترین و پر گزنده ترین اهرمن آز است ، که دیوی است ستمکار و دیر ساز . بزرگمهر بختگان
ده چیز بر ده گروه خاصه بر دانش پژوهان نکوهیده است : دروغ گفتن به فرمانروا ، سپهبدی که زر بر سپاه خویش نپراگند ، مرد سپاهی که از پیکار بهراسد ، دانشمندی که چون چیزی در نظرش مطبوع افتد دل به هوس سپارد و از گناه نترسد ، پزشکی که خود بیمار و دردمند شود . تنک مایه ای که به دروغ به سرمایه و دارایی خویش نازد ، سفله ای که بر هر کس که چیزی دارد رشک برد ، خردمندی که زود خشم بود ، و به چیز کسان طمع ورزد ، کسی که رهنمایی از نادان امید دارد ، و آنکه کارگاه و یا بنیادی سترگ را به کاهلی سپارد ، و بی خردی که خردجوی نباشد . بزرگمهر بختگان
دانش برترین داده های یزدان پاک است . خردمند همیشه سرور است ، بزرگمهر بختگان
سنگین ترین چیزها برای آدم بار گناه است . بزرگمهر بختگان
کسی که زبانش را از بد گفتن باز دارد ، و دل هیچ کس را به گفتن سخنان زشت نیازارد . بزرگمهر بختگان
حقیقت مانند آب دریا است چون نمک آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد. فریدریش ویلهلم نیچه
نمی توان همساز طبیعت بودن را یک اصل اخلاقی دانست. زیرا طبیعت بی رحم است و اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد . فریدریش ویلهلم نیچه
کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است. فریدریش ویلهلم نیچه
آن کس که آفرینندگی و نو آفرینی می خواهد. در نیک یا بد. ناگزیر نخست می باید با نیست و نابود کردن ارزشها آغاز کند. فریدریش ویلهلم نیچه
برادران آیا من سنگدل ام ؟ باری من می گویم : هرچه را که افتادنی ست می باید بیشتر زور داد!
هر چه امروزین است می افتد و بر می افتد ! چه کس می خواهد آن را نگاه دارد ؟ باری من - می خواهم آن را بیشتر زور دهم !
می شناسید شهوتی را که سنگ را به ژرفناهای تند شیب فرو می غلتاند ؟
بنگرید این آدم های امروزین را که چه گونه به ژرفناهای من فرو می غلتاند ؟
برادران من پیش درامد بازیگرانی بهترام یک سر مشق از سرمشق من پیروی کنید !
و به آن کس که پرواز نمی آموزید تندتر افتادن آموزید! . فریدریش ویلهلم نیچه
تا سخنان بزرگان دیگر اینها رو داشته باشید و توجه داشته باشید نظرتون خیلی برای ما مهمه![]()


